پيامبران   

 

سلام

بعد از چندين وقت که نتوانسته بودم به دلايل مشلغه کار و درس وبلاگ رو آپديت کنم دوباره امروز اين فرصت رو پيدا کردم . شايد سوالی که به ذهن ناآرام خيلی از ماها رسيده و شايد خيلی ها براش توجيه بسيار مناسبی آوردند ( برای جواب ندادن , و تنها حرف آنها اين است که از او به عنوان خاتم الانبيا اسم برده شده است! ) و شايد خيلی نتونستند قانع بشوند اين هست که چرا بعد از محمد نبی ديگر هيچ پيامبری بر انسانها نازل نشد ! اين سوال محور اين يادداشت هست .

قبل از هر چيز گفتن یک مطلب ضروری است. آيا واقعا بعد از محمد نبی پيامبر ديگری نازل نشده است ؟! مسلما جواب دادن به اين سوال صحبتهای مقدماتی خود را ميطلبد . پس لذا ابتدا به مقدمات اين بحث میپردازم .

از بين همه پيامبرانی که بر انسانها نازل شده اند فقط ۵ نفر به اولی العظم مشهور شده اند . ۵ نفری که کتاب آسمانی داشته اند . از بين آن ۵ نفر ۳ نفر قابل بررسی هستند زيرا تنها کتاب موسی نبی ؛ عيسی نبی و محمد نبی تا حدودی ( چه با تحريف و چه بدون تحريف ) به طور ضمنی باقی مانده است . و همانطور که ميدانيم باقی پيامبران بدون کتاب و برای اثبات حقانيت پيامبر اولی العظم قبل خود نازل شده اند تا فرمانهای آنها را به گوش مردم بعد از آنها برسانند و کتاب آسمانی آنها را تبليغ کنند . اما بعد از محمد نبی آيا احتياج به اين کار نبود ؟ و آيا اکنون در تمامی دنيا شخصی به نام محمد بن عبدالله پيامبری با کتاب آسمانی قرآن را ميشناسند ؟ و آيا همه بر او ايمان آورده اند که احتياج به تبليغ برای او نباشد ؟

ذکر نکته ديگر واجب است و آن اينکه درست است که محمد نبی به عنوان خاتم الانبيا بين مسلمانان ( و نه به طور جدی بين ساير اديان ) معروف است و گفته شده که بعد از او هيچ کس ظهور نخواهد کرد اما بحث بر سر پيامبری با دين و کتاب آسمانی جديد نيست . چرا پيامبری بدون دين جديد و برای تبليغ محمد نبی و پيام آسمانی او به انسانها نازل نشد ؟! تبليغ برای رسالتی که وی بر دوش داشت . شايد خيلی ها بگويند که پس امامان برای چه بوده اند ؟! اما آيا تعداد امامان و فرصت آنها برای تبليغ دين محمد کافی بوده است ؟ و آيا امامانی که اکثرا در خود عربستان بوده اند ( منظور از عربستان ؛ شبه جزيره عربستان ميباشد ) ميتوانستند پيام خاتم الانبيا را به گوش همه جهانيان و آن هم جهانی با وسعت و تعدد انسانهای کنونی برسانند ؟ پس مسلما نياز به پيامبرانی فقط برای تبليغ نيز ضروری به نظر ميرسد !

اما بعد از عبور از مقدمه ای هرچند کوتاه بحث بدينجا ميرسد که آيا واقعا بعد از محمد نبی ديگر پيامبری بر انسانها مبعوث نشد ؟ در اينجا بايد بگويم بنده نه اين مطلب را تکذيب ميکنم و نه صراحتا آن را قبول دارم ؛ اين مطلب همانند مطالب گذشته ( به خصوص آفرينش انسان ) فقط و فقط برای تفکر بيشتر و قبول واقعيت است و نه چيزی جز اين . جواب به سوال اين است که آری بعد از محمد نبی نيز پيامبری مبعوث شده است . اين پيامبر همراه با کتاب آسمانی (!) خويش بعد از محمد نبی مبعوث شده است و پيروان زيادی نيز مخصوصا در ايران و شهرهای غربی ايران دارد . اين پيامبر همان علی ولی مسلمانان است که در کالبدی ديگر به عناون پيامبر ظهور يافته است . البته اين بحث با بحث علی الله ايها اشتباه نشود . اين پيامبر آسمانی(!) چندين قرن بعد از پيامبر اسلام ظهور کرده و همانطور که گفته شد پيروان نسبتا زيادی نيز دارد .

اما بخش سوم و بحث اصلی اين يادداشت که آيا واقعا به حضور و بعثت پيامبری نوين نيازی هست يا خير ؟ مسلما وقتی موسی و بعد از آن عيسی نازل شد در کتب خود درباره بسياری از مسائل سخن گفته اند . مسائلی که نياز بر جو حاکم آن زمان سرزمين های خود داشته اند . و مسلما بسياری از شبهات آنروز را ميتوانستند با کتب خود از بين ببرند و مردم را به راه الهی دعوت کنند . بعد از آن در ميان قومی وحشی و بی تمدن پيامبری نازل ميشود با کتاب آسمانی خويش که به عنوان آخرين پيامبر معرفی ميشود . کتاب او شاهکاری بود که مسلما هنوز توجيه عقلانی برای شيوايی کلام او پيدا نشده است و توانسته بود جمعيت آن زمان را کنترل کند . زمانی که در آن با شمشير می جنگيدند و سوار بر ارابه های خود از اين سو به آن سو ميرفتند . زمانی که سفرهايی که امروزه با يکساعت طی ميشود با ۴-۵ ماه طی ميشد . و کتابی کافی و بيش از حد برای مردمان آن زمان بود ؛ مردمانی بسيار بی تمدنتر از مردمان عصر عيسی در رم و يونان و قسطنطنيه و ... . اما مسلما گفته های قرآن و حتی شايد انجيل برای مردمان اين عصر نيز کاربرد دارد اما بايد دانست آيا در تمام موارد و يا خير ؟ همانطور که ميدانيم سوره های مکی قرآن برای نشان دادن جايگاه يک حکومت اسلامی بر پايه دستورات خدا نازل شده است وليکن آيا همه آن سوره ها و آيات برای سرزمين ها و حاکميت های جهان امروز کاربرد موثر دارد؟ و شايد ( مطمئنا ) داشته باشد ؟ آيا داستانهايی که در قرآن برای انسانها گفته شده تا از آنها پند بگيرند برای مردمان ظالم و بسيار باخردتر اين عصر کافی است ؟ آيا وقتی خداوند بر ماه و ستارگان قسم ميخورد و حرکت آنها را برای مردم مثال ميزند ؛ با پيشرفت علم و دانش بر مقداری از اسرار آسمانها و فهم چگونگی حرکت ستارگان آيا هنوز عالمان عصر کنونی ميتوانند از آيات قرآن پيروی کنند ؟

و کلام آخر آنکه هنگامی که موسی نازل شد و هنگامی که عيسی نازل شد شايد چندين نفر بيشتر به آنها روی نياورند و او را پيامبر نخواندند و حتی خيلی ها از او اطلاع نداشتند . وقتی که پيامبر نبی خود را خاتم الانبيا معرفی کرد خيلی ها او را نپذيرفتند و پس از چندين قرن دين او معرفی شده است . و اينکه اگر اکنون کسی به عنوان پيامبر نازل شود چند درصد از مردم به او روی می آورند و به چه مقدار موفق است ؟ و آيا اصلا با توجه به تعصبات دينی حال حاضر فرصت زندگی پيدا ميکند ؟ آيا واقعا بعد از محمد نبی پيامبری نازل شده است ؟

و در نهايت آنکه آيا نیاز به پيامبری جديد حتی فقط برای تبليغ کامل دين اسلام احساس ميشود؟

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

 

لینک
جمعه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸۳ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS