مسيح ؛ پيامبر يا فريب ؟!   

سلام !

ميدونم که خيلی از دوستان علاقه دارند که وبلاگ بنده برای هميشه بسته بشه و ديگه همچين مطالبی در اون نوشته نشه . اما بايد بگم بنده به هيچ عنوان با کسی يا دينی مشکلی ندارم . اين مطلب شايد برای دهمين بار باشه که در اين وبلاگ ميگم ؛ و فقط به خاطر اين هست که دوستان بدانند که من دين شخصی خودم را دارم و با هيچ دينی و هيچ شخصيتی چه فرشته چه شيطان مشکلی ندارم که بخوام در مورد اديان بد بنويسم يا از اديانی ديگر دفاع کنم .البته ذکر اين مطلب فقط برای اين است که موضع خود را مشخص کرده باشم و الا نگرش ديگران درباره من برای من بی اهميت است . تمامی مطلبهای اين وبلاگ طبق مطالب و گفته های کتب آسمانی و اديان است که فقط با مقدار زيادی تحقيق شخصی بنده به اين صورت در آمده و به عنوان وبلاگی در مورد حقايق اديان ؛ حقايق خداشناسی و حقايق درباره همه موارد دينی بدون تعصب به دينی خاص بيان ميشود . مطلبی که در زير مينويسم مطلبی درباره حقايقی درباره مسيح و دين مسيحيت است . همانطور که قبلا درباره خدا و اسلام نوشتم و خيلی ها آن را کفر ناميدند اين مطلب هم مطمئنا برای بسياری از خوانندگان نه تنها زيبا نيست بلکه باعث ميشود خيلی از القاب کفرگونه را به من نسبت دهند . اما بازهم ميگويم هدف من فقط بيان شدن حقايق است تا انسانها با فکری بازتر و فضايی روشنتر دين خود را انتخاب کنند . دينی که انتخاب آن حق هر انسانی است و لا اکراه فی الدين . در مطلب زير با اشاره به ۵ نکته و فقط و فقط ۵ نکته درباره دين مسيحيت بعضی از مسائل اساسی در اين دين بررسی شده است . اشاره به اين مطلب بی ضرر نيست که اين ۵ نکته تنها بررسی بسيار کوچکی درباره دين مسيحيت است و شايد قطره ای از دريا باشد که ترجيح ميدهم بيشتر از اين فعلا اين بحث را باز نکنم و در همين حد کوچک بماند .

مسيح پيامبر يا فريب ؟!

صحبت درباره پيامبران زياد است . اما چيزی که ميشه از اون به عنوان بزرگترين شک در مورد پيامبری نام برد پيامبری شخصی به نام مسيح زاده شده توسط زنی به نام مريم است .

نکته اول : گفته شده است که مسيح از باکره ای به نام مريم زاده شد که مريم در عين باکره بودن ؛ بچه دار شد ! طبق انجيل خداوند توسط روح القدس نطفه ای در رحم ( بدن ) مريم جای داد و سپس مسيح از مريم تولد يافت . اما به اين امر توجه داشته باشيد که مريم در آن هنگام با يوسف پسر داوود نامزد بوده است . پس ميتوان اولين شک را درباره اين قضيه به همين زاده شدن مسيح ربط داد . مسيحيت و انجيل ميگويد خداوند نطفه را در بدن مريم قرار داد . آيا به راستی اين موضوع همانند موضوع لقاح مصنوعی در حال حاضر شباهت ندارد ؟! و آيا اين به راستی آنچنان که بايد حقيقت دارد ؟! آیا خداوند روش لقاح مصنوعی را از آن زمان به مردمان دنیا آموخت ؟ که این صحبت بی شک بر الهیت خداوند لطمه وارد میکند تا اینکه مسیح را بیشتر به خدا نزدیک کند . اگر در اين مورد بخواهيم از اسلام مثال بزنيم بايد به تولد فاطمه الزهرا اشاره کرد . اما در مورد فاطمه الزهرا محمد نبی و همسرش هر دو از سيبی خوردند که در اين سيب روح معنوی الهيت و پاکی قرار داشت . پس ميبينيم که اين عمل با توجه به مادی + معنوی بودن بيشتر شکل حقيقت دارد تا تولد مسيح !

نکته دوم : طبق تمام کتب آسمانی و طبق گفته تمام پيامبران قبل از محمد نبی ؛ محمد نبی و کتاب و دين او بالاترين دين است . و همانجور که در کتاب قرآن داريم : لم يلد و لم يولد . نه زاده شده و نه ميزايد ! پس اين حرف که مسيح پسر خدا هست حرفی بسيار بی مورد و مخالف اصول وحدانی بودن و يکتاييت خدا است . پس میتوان گفت که پسر خدا بودن مسیح موضوعی بی اساس و بی مورد است .

نکته سوم : مطلب بعدی در مورد اصل بی اساس بودن و بی پايه بودن دين مسيحيت است . دين مسيحيت دين شرک است . همونطور که ميدانيم کسانی که غير از خدا کس ديگری را برای پرستش انتخاب کنند مشرک حساب ميشوند . لذا با توجه به اين امر و با توجه به ۳خدايی بودن دين مسيحيت ( اعتقاد به پدر - پسر و روح القدس ) يا بهتر بيان کنيم Trinity بودن دين مسيحيت اين دين دين شرک است و لاغير . آيا به راستی دينی که شرک است ميتواند به عنوان دينی مفيد برای انسانها باشد و ايا ميتوان به حرفها و گفته های آن اطمينان کرد ؟!

نکته چهارم : باز نکته بعدی که بايد با توجه به قرآن و اسلام به آن بپردازيم درباره مصلوب شدن مسيح است . همانطور که ميدانيم در اسلام به اين نکته اشاره شده است که مسيح قبل از مصلوب شدنش از ديدگان مردم ناپديد شد و به اذن خداوند شخص ديگری همشکل مسيح به جای وی به صليب کشيده شده است . اما مسيحيت و مسيحيان عقيده ديگری دارند . آنها معتقدند که خود مسيح به صليب کشيده شد و سپس از قبر برخاست . با توجه به اين مسئله در دو دين اسلام و مسيحيت و با توجه به اينکه اسلام مسلما و معتبرا بالاتر از باقی اديان قرار دارد آیا اینچنین نیست که موضوع اساسی در دین مسیحیت یعنی مصلوب سازی مسیح ساختگی و شاید برای سوئ استفاده از احساسات دینی ملت ها است ؟!

نکته پنجم : و مطلب آخر در اين بحث اينکه بشارت داده شد که وقتی مسيح پيامبر صلح و آشتی بر مردم نازل شود دنيا در ارامش و برکت فرو خواهد رفت ؛ اما از روزی که مسيح بر ملت خود نازل شد چيزی که بر مردم به طور نزديک به مطلق ( و نه مطلق ؛ زيرا مطلق طبق اديان فقط متعلق به خداست و بس ) جنگ و بی آرامشيست . همانطور که جنگهای صليبی توسط مردمان مسيحی و جنگهای جهانی توسط مردمان مسيحی صورت گرفته است . چيزی که ما نميبينيم آرامش و صلحی است که مسيح مردمان را به آن بشارت داد . همانند نمايندگانی که برای به قدرت رسيدن بشارتهای زيادی به مردم ميدهند و آنوقت که به قدرت ميرسند به هيچ وعده و بشارتی عمل نميکنند ( بحث سياسی نيست به هيچ عنوان - منظور فقط تشابه بود )

در ۵ نکته بالا در فضايی بسيار محدود به طور خلاصه به بررسی پرداخته شد . اميدوارم اين مطالب باعث تفکر انسانهای بيشتری درباره همه اديان شود . تفکری که شايد باعث شود تفکر دينی ما و اعتقاد قلبی و فکری ما به آفريدگار خويش و تعيين دين خود از حالت کليشه ای که از ابتدای تولد با ما است خارج شود و اعتقاد و ايمان ما به خداوند خويش به بالاترين سطح خود برسد و با هر تلنگری باعث خراب شدن ايمانمان نشود .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

 

لینک
سه‌شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS