۲. در خلال زندگی   

 

دنيا و زندگي

قسمت دوم : در خلال زندگي

کودک بزرگتر ميشود . ميداند که به آنجايي که بايستي مي‌آمده آمده است . به مکان عذاب پا گذاشته . همه چيز را در لحظه‌هاي اول سفر خود ميداند . آري زندگي انسان سفري است که پايان آن هرگز معلوم نيست . فقط يک سفر است . سفري براي زجرکشيدن . عده‌اي اين سفر را باور ميکنند و در آن قدم با وحشت ميگذارند و تا آخر ميدانند که براي چه به اين دنيا سفر کرده‌اند . و همواره براي رهايي از آن هستند و هر روز براي بازگشت خود دعا ميکنند . ( هر کس به دين خود و هر کس به زبان خود )

اما عده‌اي فقط همان ابتداي سفر و در کودکي ميدانند که چرا پا به اين جهان گذاشته‌اند . و مدتي که ميگذرد همه چيز را فراموش ميکنند . فراموشي مطلق . اينجا را با اينکه اعتقاد به دنياي ديگر دارند زيبا مينگرند . اما نميدانند که همين زيبايي يک عذاب است .

کودک ما مدتي که از ورودش ميگذرد فراموش ميکند که چرا اينجا قرار دارد . در زيباييهاي پوچ اين دنيا گم ميشود . در عالم بالا همه ناراحت ميشوند که او ديگر خود را فراموش کرده است . مدتي ميگذرد . سختيهاي زندگي بر کودک ما فشار روحي وارد ميکند . دوباره متوجه ميشود که جهان او اين جهان نيست . دوباره متوجه ميشود که اين جهان به درستي جهان عذاب است . خوشيهاي زودگذر و عذابهاي جاودان . ديگر ميداند که به اين دنيا تعلق ندارد و هر روز آروزي بازگشت دارد .

به راستي چرا انسان به اين جهان آورده شد تا عذاب بکشد؟؟؟                                                      به راستي تقصير کيست که انسان به اين جهان آورده شد ؟؟؟                                                       آيا تقصير آدم است ؟؟؟ 

من ملک بودم و فردوس برين جايم بود                             آدم آورد در اين دير خراب آبادم

آيا به راستي وجود ما به اين دنيا تعلق دارد ؟؟؟                                                                         

 آيا عذاب آن دنيا بيشتر از اين دنياست ؟؟؟ هرگز اين عذاب بيشتر نيست .

و تنها چاره براي پايان دادن به اين دنياي بي عدالت همانا مرگ است و بس . البته نه خودکشی ! زيرا خودکشی ترس از زندگی کردن است !

Bye & Die

-= Shadows Move In The dark =-

لینک
جمعه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS