عدالت الهی !   

 

عدالت الهی چيست ؟!؟!

مطمئنا خيليها با اين کلمه مواجه شدند و خيلی ها نيز درباره آن بحث کرده اند اما ميخوام درباره اين مطلب و نقض اين مطلب بنويسم ... دلايلی که باعث بشه اين مطلب نقض بشه !

برای اين مطلب من از ۵ نظريه و دليل استفاده ميکنم تا عدالت الهی رو تشريح و عدم وجود اون رو اثبات کنم ! اولين چيزی که هست اينه که در کتب آسمانی و کتب مقدس از عدالت الهی نام برده شده و اون رو يکی از موهبتهای خداوند نام برده اما آيا واقعا همچين چيزی وجود داره ؟! اگه اينچنين هست پس چرا اين همه اختلاف طبقاتی وجود داره ؟! ..........

الف) خداوند گفته که به همان مقداری که ظرفيت و استعداد داشته ايد به شما داده شده و به همان اندازه نيز از شما خواسته ميشود . يعنی هيچکس بيشتر از آن توانايی که بهش داده شده ازش خواسته نميشه . در اينجا ۲ نکته حائر بيان ميشود :

۱) چرا خداوند به من کمتر از ميزان تواناييم نداد و چرا خداوند من را با ميزان توانايی کمتر نيافريد تا بتوان کمتر جوابگو باشم و کمتر پاسخگو ؟! و چرا خداوند من را ديوانه خلق نکرد تا هيچ جزايی و پاداشی برای من در نظر گرفته نشود ؟!

۲) چرا خداوند من را پيامبر و امام خلق نکرد ؟! شايد من بهتر از آنها پيام خداوند را به بشريت اعلام ميکردم و شايد همانند نوح و ... شکست خورده در راهنمايی مردم نميشدم ؟!

در اينجا ميتوان فهميد که عدالتی وجود ندارد زيرا چرا ما نبياد ديوانه يا پيامبر باشيم ؟! چرا پيامبران از پيش تعيين شده بوده اند ؟! آيا اين عدالت است ؟! چرا ما نبايد ديوانه ای باشيم تا عذری از ما خواسته نشود ؟! و يا اينکه چرا به ما کمتر داده نشد تا کمتر خواسته نشود ؟!

ب) با توجه به دليل الف بحث بسيار مهمی پيش می آيد و آن اينکه پيامبران و امامان معصوم هستند ... معصوم به معنای عاری از گناه ميباشد و طبق گفته های کتب مقدس و آسمانی پيامبران و امامان هيچگاه مرتکب گناه نشده اند ! . در اينجا عدل الهی زير سوال ميرود ... به راستی چرا عده ای خاص بايستی همانند فرشتگان معصوم باشند و گناهی مرتکب نشوند و در بالاترين درجات بهشت جای گيرند اما باقی انسانها در ۲ راهی گناه و راستی باشند ؟! ايا اين عدل الهی است ؟! واقعا چرا عده ای معصوم هستند و ديگران نيستند ؟! اگر در ديدگاه خداوند همه مساوی هستند پس چرا همه معصوم نيستند ؟! خيلی ها ميگن اونها ميتونستند گناه کنند اما خودشون انجام نميدادند اما اين حرف اصلا قابل باور نيست ! انسان ؛ انسان است و ميتواند گناه کند و گناه ميکند . مگر آنکه معصوم باشد .

ج) گفته شده که جزا و پاداش انسانها تا حدودی در اين دنيا انجام ميشود و انسانها در اين دنيا به پاداش و جزای خودشون تا حدودی خواهند رسيد .  اما اين نسبی و محدود است و عام را هيچگاه شامل نميشود ! چرا پيامبر قوم لوت بر سر آنها عذاب نازل کرد ولی پيامبر ديگری با اينکه همانند پيامبر قوم لوت عذاب کشيد اما عذابی بر آنها نازل نکرد ؟! چرا کسانی که در اين دنيا غارت و قتل کرده اند با مرگ بسيار عادی زندگی را تمام ميکنند و عذابی را که بايد ببينند در اين جهان نميبينند ؟! چرا کسانی که از راه حلال مال خود را جمع ميکند همواره در شرايط سخت زندگی هستند و پاداش آنها در اين دنيا داده نميشود ؟! شايد بچه بازی به نظر بياد اما چيزهايی هست که حقيقت داره و داريم ميبينيم !

د) در همه آيينهای الهی و غيرالهی از پديده ای به نام قيامت يا Armageddon صحبت شده . در اديان الهی مصلحی خواهد آمد و دنيا را نجات خواهد داد و همراه وی ۳۱۳ نفر از بهترينها و برگزيدگان خداوند هستند که وی را ياری ميکنند ! ... چرا ما نبايد عضوی از اين ۳۱۳ نفر باشيم که در آن دوران قرار داريم و جزو برگزيدگان باشيم ؟! چرا بايستی ما در اين دوره از زمان زندگی کنيم و جزو ۳۱۳ نفر مصلح زمان و يا جزو اصحاب محمد پيامبر و يا حواريون مسيح(!) نباشيم ؟! آيا به راستی ما از آنها کمتريم ؟! ايا عدالت اين است ؟! آيا اگر ما به جای آنها بوديم آنگونه نبوديم ؟!

ه) مسلما در طول تاريخ کسانی و اقوامی بوده اند که هيچ دينی به آنها نرسيده و هيچگاه با خدا آشنا نشده اند . و خداوند هم آنها را از جزا محروم کرده و گفته است که بر آنها به دليل نبودن راهنما عذری خواسته نميشود ! چرا ما نبايد جزو کسانی باشيم که هيچگاه در طول تاريخ به آنها دينی نرسيده تا بتوانيم بدون ترس از آتش جهنم به زندگی خود ادامه دهيم ؟! چرا ما نبايد جزو کسانی باشيم که در زمانهای موسی و عيسی زندگی ميکرده اند و به دليل علم و شعور پايينتر نسبت به انسانهای اکنون عذر کمتری از آنها خواسته ميشود ؟! ايا اين عدالت است ؟!

در دنيايی که چيزی که به کسی تعلق دارد هرگز به او نخواهد رسيد عدالت چه معنايی دارد ؟! ... فکر کنم با توجه به ۵ دليل فوق به خصوص دليل دوم ميتوان به اين نتيجه رسيد که چيزی به نام عدل الهی در دنيا وجود ندارد ! شايد خيلی ها متن بالا را کفرنامه تلقی کنند و بنده را به عنوان کافر ! اما پرستش خدا با قبول واقعيتها و دست برداشتن از تعصبات بيخود کفر نيست بلکه شناختن جهان پيرامون و دين است . در همينجا اعلام ميکنم من هيچگونه ضديتی با خدا و خداپرستی ندارم اما واقعيتهايی که در دنيای ما وجود دارد بايستی مشخص شود . شايد خيليها به اين چيزها توجه کافی نميکنند اما سعی ميکنم که واقعيتهای جهان معنوی پيرامون بشريت را حداقل بنويسم تا کسانی که ميخواهند دراينباره تامل کنند . اين کفر نيست بلکه حقيقت جويی است . !

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

 

لینک
دوشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS