نگاهی بر دين زرتشت ((قسمت دوم))   


دين

دين از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای ((وجدان آگاه)) يعنی ((نيروی تشخيص خوب از بد)) بر پايه خرد و با آزادی و اختيار است . در اين بينش ؛ انسانی ديندار است که می انديشد و با کمک منش نيک خود آزادانه راه اشا را برميگزيند و با همين نگرش و آزادی ؛ در دو جهان مادی و مينوی مسئول ميگردد و سرانجام بر اساس اصل کنش و واکنش ؛ نتيجه گزينش خود را دريافت ميکند .


بهشت و دوزخ

اهورامزدا برای همه خوشبختی و رستگاری آرزو دارد . از اينرو راه درست زيستن را به کسی که از خردش بهره ميگيرد نشان داده است . آنها که کژانديشی برگزينند بدگفتاری و زشت کرداری به وجود می آورند . بر خلاف قانون اشا گام بر ميدارند و بر اساس فرآيند کنش و واکنش نتيجه رفتار خود را دريافت خواهند کرد . از اين ديدگاه هرگز پروردگار جايگاهی به نام دوزخ برای شکنجه انسان پديد نياورده ؛ بلکه اين خود انسان است که از روی عملکردش بهش و دوزخ را پديد می آورد .
بهشت يا بهترين مکان هستی ؛ رسیدن به شادی و آرامش روان است که بازتاب انديشه و کردار نيک انسان است . دوزخ يا بدترين جای هستی ؛ يعنی عذاب وجدان و افسردگی روان ؛ پی آمد کژانديشی است که در دو جهان مادی و مينوی ( تن و روان ) به سوی انسان بازخواهد گشت .



تازگی و پويايی

در آيين زرتشت و در راستای قانون اشا نه تنها واپس گرايی روا نيست بلکه ايستايی و سکون نيز ناپسند است . فرشه واژه ای از پيام اشو زرتشت است که همگان را به سوی تازگی سفارش ميدهد .
انديشه و خرد ؛ تن و روان انسان و به طور کلی فرهنگ و اخلاق بشر ؛ بايد به سوی تازگی و پيشرفت حرکت کند ؛ اشو زرتشت در پيام خود از پيروانش ميخواهد که همواره جهان را نو و زندگی را تازه گردانند . به باور پيامبر باستانی ايران ؛ انسان بايد گامهايی هرچند کوچک در راه رسيدن به زندگی بهتر ؛ سازنده تر و کسب آسايش همراه با ارامش بردارد .


فروهر

در باور سنتی زرتشتيان ؛ وجود انسان از چهار گوهر تشکيل شده که به هم پيوسته اند و از تاثير آنها بر يکديگر ؛ پويندگی و بالندگی از هر فرد سرچشمه ميگيرد . اين چهار جزء عبارتند از : تن و جان که مربوط به جهان مادی است ؛ روان و فروهر که مربوط به بعد مينوی سرنوشت آدمی هستند . واژه فروهر ؛ از دو قسمت فر به معنی ((پيش)) و وهر يعنی ((کشنده و برنده)) درست شده است . اين گوهر ارزشمندترين پاره وجودی انسان است زيرا پرتوی از فروغ بيکران ذات اهورامزدا است که در ذات هر شخص سرچشمه پيدايش و پويايی فروزه های اشويی است . فروهر ؛ گوهری است که روان را از گرايش به کژی و کاستی و دروغ باز ميدارد تا روان به آرامی راه خداجويی را سپری کند و شايستگی فراگيری نور حقيقت و پيام سروش را داشته باشد .
در دوره هخامنشيان ؛ به عنوان آرم ملی ؛ نشانه ای برگرفته از انديشه های بنيادی دين اشو زرتشت و برخی از نمادهای انديشه ديگران به ويژه آيين مهر ؛ موجب شکل گرفتن نگاره فروهر گرديد .
هر يک از اندامهای نگاره فروهر ؛ گويای مفهومی در انديشه نياکان دارد .

* چهره سالخورده و نورانی فروهر ؛ ياد آور بهره گيری از تجربه پيران خردمند است .
* دست فروهر رو به سوی جلو است تا آرمان انسان هواره به سوی پيشرفت و بالندگی باشد .
* حلقه دست اين نگاره جلوگاه آيين مهر و نشان پيمان انسان با خداوند در پيوستن به اشويی است .
* بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگيری هومت ؛ هوخت و هورشت يعنی : انديشه ؛ گفتار و کردار نيک را به انسان سفارش کند .
* حلقه دور کمر فروهر ؛ نشان وارستگی انسان از اميال ناهنجار و نيروی پرواز او به سرچشمه خورشيد است .
* دو رشته آويخته در پايين ؛ نشان پيوستن به سپنته مينو (منش پاک) و پشت سر گذاشتن انگره مينو (انديشه پليد) است .
* قسمت زير بال فروهر نيز سه قسمتی است تا نفرت انسان و زير پا گذاشتن دژمت ؛ دژوخت و دژو رشت را يادآوری کند یعنی هر فرد بايستی انديشه ؛ گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد .


کار و کوشش

يکی از موثرترين عوامل آبادانی و پيشرفت که خوشبختی بشر را به دنبال خواهد داشت کار و کوشش است . اشو زرتشت از همه خواستار است که در راستای پيروی از قانون اشا و به ياری منش نيک در حد توان خود برای پيشرفت و آسايش جامعه انسانی تلاش کنند . هنرآفرينی و تلاش در انجام کار نيک ؛ يکی از راه های نيايش پروردگار است به همين روی ؛ درويشی ؛ رياضت کشيدن ؛ تنبلی و گدايی از کارهای ناشايست است .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS