عدالت الهی !   

 

عدالت الهی چيست ؟!؟!

مطمئنا خيليها با اين کلمه مواجه شدند و خيلی ها نيز درباره آن بحث کرده اند اما ميخوام درباره اين مطلب و نقض اين مطلب بنويسم ... دلايلی که باعث بشه اين مطلب نقض بشه !

برای اين مطلب من از ۵ نظريه و دليل استفاده ميکنم تا عدالت الهی رو تشريح و عدم وجود اون رو اثبات کنم ! اولين چيزی که هست اينه که در کتب آسمانی و کتب مقدس از عدالت الهی نام برده شده و اون رو يکی از موهبتهای خداوند نام برده اما آيا واقعا همچين چيزی وجود داره ؟! اگه اينچنين هست پس چرا اين همه اختلاف طبقاتی وجود داره ؟! ..........

الف) خداوند گفته که به همان مقداری که ظرفيت و استعداد داشته ايد به شما داده شده و به همان اندازه نيز از شما خواسته ميشود . يعنی هيچکس بيشتر از آن توانايی که بهش داده شده ازش خواسته نميشه . در اينجا ۲ نکته حائر بيان ميشود :

۱) چرا خداوند به من کمتر از ميزان تواناييم نداد و چرا خداوند من را با ميزان توانايی کمتر نيافريد تا بتوان کمتر جوابگو باشم و کمتر پاسخگو ؟! و چرا خداوند من را ديوانه خلق نکرد تا هيچ جزايی و پاداشی برای من در نظر گرفته نشود ؟!

۲) چرا خداوند من را پيامبر و امام خلق نکرد ؟! شايد من بهتر از آنها پيام خداوند را به بشريت اعلام ميکردم و شايد همانند نوح و ... شکست خورده در راهنمايی مردم نميشدم ؟!

در اينجا ميتوان فهميد که عدالتی وجود ندارد زيرا چرا ما نبياد ديوانه يا پيامبر باشيم ؟! چرا پيامبران از پيش تعيين شده بوده اند ؟! آيا اين عدالت است ؟! چرا ما نبايد ديوانه ای باشيم تا عذری از ما خواسته نشود ؟! و يا اينکه چرا به ما کمتر داده نشد تا کمتر خواسته نشود ؟!

ب) با توجه به دليل الف بحث بسيار مهمی پيش می آيد و آن اينکه پيامبران و امامان معصوم هستند ... معصوم به معنای عاری از گناه ميباشد و طبق گفته های کتب مقدس و آسمانی پيامبران و امامان هيچگاه مرتکب گناه نشده اند ! . در اينجا عدل الهی زير سوال ميرود ... به راستی چرا عده ای خاص بايستی همانند فرشتگان معصوم باشند و گناهی مرتکب نشوند و در بالاترين درجات بهشت جای گيرند اما باقی انسانها در ۲ راهی گناه و راستی باشند ؟! ايا اين عدل الهی است ؟! واقعا چرا عده ای معصوم هستند و ديگران نيستند ؟! اگر در ديدگاه خداوند همه مساوی هستند پس چرا همه معصوم نيستند ؟! خيلی ها ميگن اونها ميتونستند گناه کنند اما خودشون انجام نميدادند اما اين حرف اصلا قابل باور نيست ! انسان ؛ انسان است و ميتواند گناه کند و گناه ميکند . مگر آنکه معصوم باشد .

ج) گفته شده که جزا و پاداش انسانها تا حدودی در اين دنيا انجام ميشود و انسانها در اين دنيا به پاداش و جزای خودشون تا حدودی خواهند رسيد .  اما اين نسبی و محدود است و عام را هيچگاه شامل نميشود ! چرا پيامبر قوم لوت بر سر آنها عذاب نازل کرد ولی پيامبر ديگری با اينکه همانند پيامبر قوم لوت عذاب کشيد اما عذابی بر آنها نازل نکرد ؟! چرا کسانی که در اين دنيا غارت و قتل کرده اند با مرگ بسيار عادی زندگی را تمام ميکنند و عذابی را که بايد ببينند در اين جهان نميبينند ؟! چرا کسانی که از راه حلال مال خود را جمع ميکند همواره در شرايط سخت زندگی هستند و پاداش آنها در اين دنيا داده نميشود ؟! شايد بچه بازی به نظر بياد اما چيزهايی هست که حقيقت داره و داريم ميبينيم !

د) در همه آيينهای الهی و غيرالهی از پديده ای به نام قيامت يا Armageddon صحبت شده . در اديان الهی مصلحی خواهد آمد و دنيا را نجات خواهد داد و همراه وی ۳۱۳ نفر از بهترينها و برگزيدگان خداوند هستند که وی را ياری ميکنند ! ... چرا ما نبايد عضوی از اين ۳۱۳ نفر باشيم که در آن دوران قرار داريم و جزو برگزيدگان باشيم ؟! چرا بايستی ما در اين دوره از زمان زندگی کنيم و جزو ۳۱۳ نفر مصلح زمان و يا جزو اصحاب محمد پيامبر و يا حواريون مسيح(!) نباشيم ؟! آيا به راستی ما از آنها کمتريم ؟! ايا عدالت اين است ؟! آيا اگر ما به جای آنها بوديم آنگونه نبوديم ؟!

ه) مسلما در طول تاريخ کسانی و اقوامی بوده اند که هيچ دينی به آنها نرسيده و هيچگاه با خدا آشنا نشده اند . و خداوند هم آنها را از جزا محروم کرده و گفته است که بر آنها به دليل نبودن راهنما عذری خواسته نميشود ! چرا ما نبايد جزو کسانی باشيم که هيچگاه در طول تاريخ به آنها دينی نرسيده تا بتوانيم بدون ترس از آتش جهنم به زندگی خود ادامه دهيم ؟! چرا ما نبايد جزو کسانی باشيم که در زمانهای موسی و عيسی زندگی ميکرده اند و به دليل علم و شعور پايينتر نسبت به انسانهای اکنون عذر کمتری از آنها خواسته ميشود ؟! ايا اين عدالت است ؟!

در دنيايی که چيزی که به کسی تعلق دارد هرگز به او نخواهد رسيد عدالت چه معنايی دارد ؟! ... فکر کنم با توجه به ۵ دليل فوق به خصوص دليل دوم ميتوان به اين نتيجه رسيد که چيزی به نام عدل الهی در دنيا وجود ندارد ! شايد خيلی ها متن بالا را کفرنامه تلقی کنند و بنده را به عنوان کافر ! اما پرستش خدا با قبول واقعيتها و دست برداشتن از تعصبات بيخود کفر نيست بلکه شناختن جهان پيرامون و دين است . در همينجا اعلام ميکنم من هيچگونه ضديتی با خدا و خداپرستی ندارم اما واقعيتهايی که در دنيای ما وجود دارد بايستی مشخص شود . شايد خيليها به اين چيزها توجه کافی نميکنند اما سعی ميکنم که واقعيتهای جهان معنوی پيرامون بشريت را حداقل بنويسم تا کسانی که ميخواهند دراينباره تامل کنند . اين کفر نيست بلکه حقيقت جويی است . !

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

 

لینک
دوشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   Amorphis - Tales From The Thousand Lakes   

 
Band : Amorphis 
Album : Tales From The Thousand Lakes 
Black Winter Day 
روز سياه زمستاني 

 

This is how the lucky feel 
اين چه احساس خوبي است 
how the blessed think 
چه انديشه و روياي زيبايي است 
like daybreak in spring 
مانند صبحدم بهاري 
the sun on a spring morning 
خورشيد در صبح بهاري 
 
But how do I feel 
اما من چگونه احساس کنم 
?in my gloomy depths 
در درون و باطن تاريک و افسرده‌ام ؟
Like the flat brink of a cloud 
مانند توده عظيم ابر 
like a dark night in the autumn 
مانند يک شب تاريک پاييزي 
a black winter day 
يک روز سياه زمستاني 

no, darker than that

نه ، تاريک‌تر از آن 
gloomier than an autumn night 
غمناک‌تر از يک شب پاييزي 
 
-= Shadows Move In The dark =-
 

لینک
یکشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   Deicide -Lunatic Of God's Creation   

 

 

Band : DEICIDE

<1990>ALBUM : DEICIDE

LUNATIC OF GOD'S CREATION

ديوانه آفرينش خدا

 

Servants of death, enchanter of pain

خدمتکاران مرگ ، افسونگر درد

From the land of no return, you'll kill again

از سرزميني که برگشتي نيست ، تو را دوباره خواهد کشت

.Smear the blood on the naked corpse Manson

لکه خون روي جسد برهنه عيسي

Lunatic of God's creation

ديوانه آفرينش خدا

No resist

مقاومت نکن

Hear the voices of devastation

صداي نابودي را بشنو

There is darkness in his eyes

در چشمانش تاريکي وجود دارد

And you won't see it, before you die

و تو نميبيني آن را قبل از اينکه تو بميري

.Feel the knife of the Lord Divine's Creation 

 چاقوي ارباب آفرينش الهي را لمس کن

 

-= Shadows Move In The Dark =-

لینک
شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       

 

سلام !

 

چندتا از متنهای گروههای مختلف سبک متال هست که اکثرا Blasphemy هستند . شايد خيليها خوششون نياد و شايد هم اصلا حرفهاشون درست نباشه اما ...

اگر در متنها جايی اشتباه ترجمه شده بود ديگه از بنده بپذيريد .

‌Bye & DIe

-= Shadows Move In The Dark =-

لینک
شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       

 

سلام !

درباره دنيا و زندگي هر کسي نظري داره . يه عده دنيا رو زيبا و قشنگ ميبينن و يه عده دنيا رو عذاب و بدبختي ميبينند . هر موقع گفته شده که دنيايي که در اون زندگي ميکنيم پر از عذاب و بدبختي هست و اين چيزي نيست که به اون وعده داده شده ايم بهونه هاي مختلفي براش ميارن . هميشه گفته شده که دنيا زيباست و ما بايد ازش استفاده کنيم . اما يکي نيست به اين افراد که اسم خودشون رو مسلمون گذاشتند بگه که خود خدا هم به اين امر اذعان داشته و جهان مادي رو جهان مصيبت ميدونه و ميگه که اين دنيا پر از بدبختي است . براي اين مطلب و اثبات اين حرف ميتونيم از آيه زير استفاده کنيم :

لقد خلقنا النسن في کبد

(( و ما انسان را به راستي در رنج و مشقت آفريديم )) ( سوره البلد آيه ۴ )

آيا واقعا بالاتر از اين آيه براي آنهايي که از اين کتاب الهام گرفته اند سندي وجود دارد ؟!

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

لینک
سه‌شنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   آيين ويشنو ! ويشنو پرستی !   

 

 امروز ميخوام درباره يکي ديگه از آيينهاي قديمي براتون بنويسم . آيين ويشنو يابهتر بگيم ويشنو پرستي !

ويشنو

دومين خدا از تثليث خدايان هندو . مذکر و حافظ جهان است . در وداها به عنوان يک خداي فرعي مطرح شده است . اما در طول زمان به عنوان خدايي خيرخواه و پاسخگو به نيايش پيروانش تبديل ميشود . همسر او لاکشمي يا سري نام دارد ؛ وسيله نقليه اش پرنده اي به نام گارودا يا ماري به نام سشا است و بهشت او واکونتا نام دارد . به شکل جواني خوش سيما با ۴ دست تصوير ميشود که در دستانش به ترتيب ؛ يک صدف ؛ يک چاکرا يا قرص ؛ يک چماق و يک گل نيلوفر دارد . گفته ميشود که ويشنو بارها شکل انساني به خود گرفته است که ۱۰ مورد از آنها شناخته شده است . وي هربار براي کمک و نجات مردم از دست قدرتي شرير و پليد ؛ در يک جسم مادي ظاهر ميشود که عبارتند از :

۱) ماتسيا : ماهي . ويشنو به شکل ماهي در مي آيد تا مانو را - که گاهي نوح هندو ناميده مشود - از طوفان و سيل نجات دهد ؛ زيرا نوع بشر به علت شرارت به مرگ محکوم شده است . اين ماهي ؛ کشتي مانو را به جايي امن ميرساند .

۲) کورما : لاک پشت . ويشنو خود را به صورت لاکپشتي در قعر درياي شير در آورد و کوهي را بر پشت گرفت . خدايان و شياطين آنقدر بر فراز اين کوه چرخيدند که ۱۰ موجود ارزشمند از درون درياي شير سربرآوردند : معجون جاودانگي ؛ درخت آرزوها ؛ ماه ؛ گاو فراواني ؛ ايزدبانوي زيبايي ؛ سرنوشت خير ؛ باده و ...

۳) واراها : گراز . ويشنو به شکب گراز در آمد تا جهان را از دست شيطان قدرتمندي که دنيا را به قعر اقيانوس برده بود نجات دهد . پس از هزار سال نبرد ويشنو پيروز شد و با جهان به روي آب آمد .

۴) ناراسينها : شير - انسان . ويشنو به شکل يک شير - انسان در آمد تا جهان را از دست شيطاني نجات دهد که به فريب از برهما قول گرفته بود که نبايد به دست انسان يا حيواني کشته شود .

۵) وامانا : کوتوله . ويشنو به صورت کوتوله اي در آمد تا ۳د نيا را از چنگ بالي - يک پادشاه اهريمني - نجات دهد . بالي با تمسخر به او گفت که به اندازه اي که بتواند با سه گام خود بپيمايد ؛ دنيا را به او خواهد داد . ويشنو با گامهاي خود توانست بهشت و زمين را از او باز پس بگيرد و فقط جهان زيرين در اختيار بالي باقي ماند .

۶) پاراسو - راما : ويشنو به شکل (( راماي تبردار )) درآمد تا کشتريه يا طبقه جنگجو را از سلطه برهمن نجات دهد .

۷) راما : قهرمان حماسه رامايانا . پسر شاه داسارثا بود که در اثر نيايشهاي پدرش و انجام مراسم قرباني اسب ؛ به دنيا آمد . راما نيمي از الوهيت ويشنو را در اختيار داشت . پهلواني بي بدل بود و در جواني ؛ شاهدختي زيبا به نام سيتا را به همسري اختيار کرد . اما پس از مدتي به دنبال يک توطئه ؛ راما از قصر پدرش تبعيد شد و به همراه سيتا و برادرش لکشمانا به جنگلي پناه برد و ۱۰ سال در تبعيد زندگي کرد . در همين دوران ؛ راوانا ؛ پادشاه اهريمني سيلان ؛ سيتا را ربود . جنگ عظيمي در گرفت اما سرانجام راما پيروز شد .

۸) کريشنا ( در سانسکريت به معناي سياه ) : مشهورترين حلول ويشنو و از شخصيتهاي برجسته و مهم حماسه مهابهاراتا . پسر واسودوا و دواکي ؛ و از خانواده ياداواها بود . عمويش کانسا در رويايي ديده بود که يکي از پسرهاي دواکي او را نابود خواهد کرد . براي همين هر پسري که از دواکي به دنيا مي آمد به قتل ميرسيد . اما هفتمين و هشتمين پسر او ؛ بلارمه و کريشنا نجات يافتند . کريشنا در خانه دهقان فقيري به نام ناندا بزرگ شد . اما کانسا متوجه موضوع شد و دستور داد تمام پسران سرزمين را بکشند . اما هرگز موفق نشد کريشنا را از ميان ببرد . سرانجام کريشنا و برادرش بلارمه ؛ با هم بر عليه کانسا متحد شدند و او را به قتل رساندند و کريشنا بر تخت نشست . کريشنا در جنگ عظيم مهابهاراتا ؛ ارابه ران آرجونا بود و با راهنمايي هاي خردمندانه اش او را به پيروزي رساند .

۹) سيدهارتابودا : ويشنو به شکل بودا ؛ بنيان گذار آيين بودايي حلول مييابد و بدين ترتيب بودايي گري جايگاهي در عالم هندو پيدا ميکند .

۱۰) کالي : اسب سفيد ؛ اين حلول هنوز انجام نشده است . هنگامي که شرارت و پليدي در دوران کنوني به اوج برسد ؛ ويشنو به شکل کالي تجلي مي يابد تا باززايش و انقلاب کيهاني را به انجام برساند . گفته ميشود که ويشنو ؛ سوار بر اسبي سفيد از آسمان فرود خواهد آمد و شمشير خود را به شکل شهابي حرکت خواهد داد .

Bye & Die

-=Shadows Move In The Dark =-

لینک
سه‌شنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   آيين رع پرستی و ايزيس پرستی !   

رع-را


يکي از نامهاي خورشيد يا ايزد خورشيد در مصر باستان . وي به شکل مردي با سر شاهين نشان داده ميشود که عصاي سلطنتي را به يک دست و آنخ( نماد زندگي ) را به دست ديگرش گرفته است . بر فراز سر او ؛ قرص خورشيد ديده ميشود .
رع به مدت هزاران سال ؛ بالاترين خداي مصريان بود . در (( کتاب مردگان )) ؛ رع به عنوان (( فرمانرواي آسمان ؛ فرمانرواي زمين ؛ سازنده مخلوقات ؛ خداي اولا که در ازل پديد آمد ؛ سازنده جهان ؛ خالق انسانها ؛ سازنده آسمان ؛ خالق نيل ؛ کوهها ؛ مردان و زنان و درندگان و رمه )) دانسته ميشود . مصريان معتقد بودند که اشکهاي رع به پيشينيان مردها و زنها مبدل شده است .




ايزيس



ايزدبانوي مصري ؛ همسر و خواهر اوزيريس ؛ که با اوزيريس و پسرشان حوروس ؛ تثليث خدايگاني را تشکيل ميداد . تنها سه خدايي که از کران تا کران مصر پرستش ميشدند . وي دختر سب و نوت ؛ و همسر وفاداري براي برادرش اوزيريس بود . هنگامي که اوزيريس به دست برادرش سث کشته شد ؛ ايزيس خود را وقف بازيافتن جسد او ؛ و سپس بازگرداندن او به زندگي کرد . اين داستان براي يونانيان که او را معادل دمتر ميدانستند ؛ مطلوب واقع شد و ايزيس را در اسکندريه ؛ خداي حامي دريانوردان ميدانستند . وي را همچنين تجسم ماه ميدانستند . وي مادر جهاني طبيعت ؛ والاترين ايزدبانويان ؛ ملکه نامها ؛ فرمانرواي خدايان ؛ نيايش شده به نامها و اشکال گوناگون ؛ دانسته ميشد . با گذر سالها ؛ مفهوم ايزيس تغيير کرد و به نمونه مادر و همسر و زن کامل بدل شد . طراحي هاي اوليه مادونا (مريم مقدس ! ) ؛ احتمالا از او گرفته شده است .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
پنجشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   آيين ميترا پرستی ! اسطوره ميترا قسمت دوم ( پايان )   


سپس زن و مرد نخستين پديد آمدند تا نوع بشر را پديد آورند . ميترا سرپرست و آموزگار اين نسل شد . اما اهريمن بيماری و مرگ را بر آنها نازل کرد اما ميترا توانست در برابر او برخيزد . آنگاه اهريمن خشکسالی را پديد آورد و مردم را تشنه گذاشت . ميترا با کمانش تيری به سوی صخره ای رها کرد و چشمه آب از آن جاری شد . ميترا همچنين آدميان را از آتش سوزی سخت و طوفانی مهيب نيز نجات داد . بعد رسالت جهانی او در روی زمين پايان يافت و هنگام آن شد که به آسمان نزد پدر بازگردد . بنابراين ضيافت مقدسی به عنوان آخرين شام ميترا بر روی زمين برگزار شد و در آن ميترا و خورشيد مراسم تقديس جهان را به جای آوردند . سپس ميترا در گردونه خورشيد به آسمان عروج کرد .
آيين ميترا آيينی پيچيده و دارای تشرفی دشوار بود . يک ميترايی به ترتيب بايد هفت مرحله تشرف را پشت سر ميگذاشت : کلاغ ؛ مکتوم ؛ سرباز ؛ شير ؛ پارسی ؛ ارابه خورشيد ؛ پدر . شباهتهای بسيار آيين ميترا و مسيحيت ؛ نفوذ اين آيين در مسيحيت را به قوت تاييد ميکند . ميترايی ها معتقد بودند که اين زندگی ؛ پايان کار نيست و راهی است به سوی برکت ابدی . در روز واپسين ؛ مردگان به ندای ميترا سر از گور بر می آورند و در محکمه او اعمالشان داوری ميشود . روز مقدس ميتراييان يکشنبه ؛ و روز تولد ميترا ۲۵ دسامبر ـ کريسمس کنونی ) دانسته ميشد .
در پايان قرن چهارم ميلادی ؛ آيين ميترا به شدت سرکوب شد و مهرابه ها و غارهای آنها ويران شد و بيشتر پيروان ميترا به مسيحيت و يا آيين مانی روی آوردند .

سخن نگارنده

همانجور که ديده شد شايد بشه اينطور گفت که اين آيين يا دين يا مذهب يا هر چيز ديگه ای که بشه اسم روش گذاشت يکی از آيينهايی است که چند پيامبر رو توش داشته و همچنين به خدا هم معتقد بوده اند .

ميتوان خشک سالی رو که ميترا آدمهای اوليه رو در برابر اون حفظ کرد به خشکسالی مصر در زمان يوسف پيامبر تشبيه کرد و ميترا را به خود يوسف پيامبر تشبيه .
همچنين ميتوان ميترا را به نوح پيامبر تشبيه کرد که آدمها رو از طوفان عظيم نجات داد .
و ميتوان ميترا را به عيسی تشبيه کرد به دلايل مختلف : ۱) در اين آيين از خداوند به عنوان پدر نام برده شده ؛ مانند مسيحيت که خداوند پدر عيسی هست . ۲) آخرين شام ميترا در زمين را ميتوان به آخرين شام عيسی و عشای ربانی تشبيه کرد . ۳) عروج ميترا به آسمان نيز بی شباهت به عروج مسيح و رستاخيز مسيح نيست . ۴ ) روز مقدس مسيحيان همانند ميتراييان يکشنبه است . ۵) روز تولد ميترا همانند کريسمس ۲۵ دسامبر است .

با توجه به گفته های فوق بنده ؛ ميتوان بدينگونه تصور کرد که در اين آيين چند پيامبر را در قالب يک ميترا در آورده اند و يا اينکه پيامبران مختلف شخصيتهای جداگانه ميترا بوده اند .
در ضمن ميتوان گفت با وجود اين همه تشابه بين مسيحيت و آيين ميتراپرستی مسلما؛ مقدار زيادی از اين آيين در دين مسيحيت به کار رفته است که خود مدعای اين گفته است که دين مسيحيت تحريف زيادی شايد از ابتدای کار دارد .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
یکشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   آيين ميترا پرستی ! اسطوره ميترا قسمت اول   

سلام !

اين بار درباره يکی از آيينهای قديمی به نام آيين ميترا پرستی براتون مينويسم .

ميترا - مهر - ميثره

ميترا از خداياين بزرگ هندو-ايرانی است که در اوستای زردشت ؛ به شکل ايزد در آمد و بعدها در روم جايگاه ويژه ای يافت و در زمره خدايان برجسته رومی برآمد . در وداها ايزد روشنايی الهی و در اوستا بزرگترين ياور اهورامزدا شد . آثار آيين ميترا در سرتاسر روم و حتی در انگلستان به دست آمده است .
ميترا به معنای دوست و ياور است . ميترای ايرانی ؛ ايزد پيمان و وفای به عهد ؛ نگهبان عدل و داد و دمشن هميشگی (( مهر دروج )) يعنی پيمان شکن است . وی ايرانيان را در جنگ عليه دشمنان ايران پيروز ميکند و از ستايندگان راستی و درستی ( اشا ) دفاع ميکند . ميترا را در بعضی منابع ايزد نور خورشيد ناميده اند که سحرگاه پيش از طلوع آفتاب ظاهر ميشود و خورشيد را در گذر از فراز زمين ياری ميکند . او دشمن تنبلی نيز هست . داور خير و شر است و فريب دادن او ناممکن و ايزدی بسيار قدرتمند است . در ميان آرياييان لقب (( فراخ چراگاه )) را دارد و کسانی که در پيمان خويش با ميترا استوار باشند ؛ ميتوانند در چراگاههای فراخ او با خيال آسوده گله بچرانند . او کيفردهنده عهدشکنان و سست پيمانان است . سواز گردونه ای هست که اسبهای سفيد با يراق نقره و طلا آن را ميکشند . سايه ندارد . هزار گوش و ده هزار چشم دارد و بر فراز کوه هرابرازائيتی ( البرز ) زندگی ميکند .
آيين ميترا پرستی از کهنترين آيينهای دينی جهان است که در آن اسطوره ميترا بدينگونه است :

ميترا از تخته سنگی در کنار رودخانه و زير سايه درخت انجيری به دنيا آمدو هنگام تولد دشنه ای در يک دست و مشعلی روشنگر در دست ديگر داشت . ابتدا از برگهای درخت انجير برای خود جامه ای ساخت و سپس تصميم گرفت بر موجوداتی که قبل از او آفريده شده بودند چيره شود .
اول با خورشيد زورآزمايی کرد و با او پيمان دوستی و مودت بست و از آن پس ميترا و خورشيد همواره يکديگر را ياری دادند . سپس به گاو نخستين حمله برد . گاو عظيم در کوهساری چرا ميکرد . ميترا شاخ او را گرفت و بر پشتش سوار شد . گاو شروع به دويدن کرد اما ميترا محکم بر پشت گاو نشسته بود . سپس به علت تلاش زياد گاو خسته شد و تسليم گشت . ميترا گاو را به غاری برد ولی گاو توانست از غار بگريزد و به چراگاههای کوهستان بازگردد .
در اين هنگام خورشيد پيک خود ؛ شاهين را به کمک ميترا فرستاد تا گاو نخستين را از پای در بياورد . ميترا گاو را دنبال کرد و گاو در حال فرار کردن به غاری رسيد که از آن فرار کرده بود و ميترا به او رسيد . سپس با دستی منخرين گاو را گرفت و با دست ديگرش دشنه را در پهلوی گاو فرو برد . در اين لحظه معجزه ای رخ داد و از اعضای بدن و خون گاو نخستين ؛ تمام گياهان سودمند و انواع چارپايان پديد آمدند و روح گاو يا (( گئوش اورون )) برای تقبل حراست چارپايان به آسمان رفت . نطفه گاو توسط ماه جمع و در آن تطهير شد که به صورت جانوران سودمند در زمين پراکنده ميشوند .

Bye & Die

-=Shadows Move In The Dark =-
لینک
یکشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   تحريفات !   


سلام !
امروز ميخوام درباره تحريفها در دين مسيحيت براتون بنويسيم ! البته ميدونيد دين مسيحيت و دينهای قبل از اون خيلی تحريف توی کتاب آسمونيشون و همچنين خود دين به وجود اومده . درباره قرآن هم من نه ميگم تحريف شده و نه ميگم تحريف نشده بلکه ميگم ميتونه تحريف شده باشه !

در انجيل نوشته شده که عيسی در گلگتا ( جلجتا ) مصلوب شد و در کنار وی نيز ۲ دزد مصلوب شدند .

و همچنين آن دو دزد نيز که با وی مصلوب بودند وی را دشنام ميدادند
( انجيل متی باب ۲۷ آيه ۴۴ )


و يکی از دزدان که با وی مصلوب شده بودند وی را دشنام ميداد و ديگری هيچ نميگفت .
( انجيل لوقا )


شايد اين يک کلمه زياد مشکل ساز نباشه ولی کسانی که دم از تحريف نشده بودن انجيل ميزنند بايستی توجه داشته باشند که هيچ تغييری در آن به وجود نيامده باشد .

و الوهيم آدم را به صورت خويش آفريد و به صورت خدا او را آفريد و ايشان را مرد و زن آفريد
( سفر آفرينش ؛ کتاب مقدس . باب اول . آيه ۲۷ )


و يهوه گفت : خوب نيست آدم تنها باشد ؛ به جهت او ياوری مناسب خواهم ساخت
( سفر آفرينش ؛ کتاب مقدس . باب دوم . آيه ۱۸ )


امروز مشخص شده که بابهای ۱ و ۲ از کتاب مقدس رو ۲ نويسنده مختلف نوشته اند . و در حقيقت دو روايت مختلف از آفرينش است . باب اول حدود سال ۷۰۰ پيش از ميلاد ؛ توسط کاهنان يهودی خلق شده است که خدا را الوهيم بيان ميکند . اما باب اول مربوط به پس از ميلاد است که خدا را يهوه مينامند .
خوب اين ۲ نمونه از تحريفهايی بود که توی انجيل به وجود اومده بود . البته تحريفهای ديگه ای هم وجود داره اما خوب هنوز به شخصه نديمشون که بخوام ذکر کنم .
Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
یکشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       

سلام !
خوب حدود ۱۰ روزی ميشه که من برگشتم ولی به دلايل مشکلات کامپيوتر و شخصی نميتونستم به وبلاگ سر بزنم . يه خورده تغيير و تحول توش شده و بالاخره لوگوی مناسب حال اسم وبلاگ هم توسط دوست عزيزم آرش طراحی شد و از امروز فعاليت دوبارم رو شروع ميکنم . از محمد عزيز هم به خاطر لوگوی اولی هم تشکر ميکنم . البته ميدونم افراد خيلی کمی به وبلاگ من سر ميزنند اما همين هم برای کسانی که خواستار اطلاعات درباره اديان هستند کافيه ! در ضمن متاسفانه يا خوشبختانه پرشين بلاگ اين وبلاگ من رو تا حالا که فکر کنم ۲-۳ ماه ميشه به ثبت نرسونده !
Bye & Die


-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
یکشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS