نگاهی به دين زرتشت (( قسمت آخر ))   


تاريخ زرتشتيان

دين زرتشت از زمان کيانيان و هخامنشيان به تدريج در ايران رواج يافت . در حکومت اشکانيان گسترش پيدا کرد و در دوره ساسانيان دين رسمی ايران شد . پس از ايجاد نابرابری اجتماعی در ايران که در حکومت ساسانی روی داد ؛ با يورش تازيان يعضی از ايرانيان تغيير دين دادند . گروهی از زرتشتيان نيز که تحمل ستم حکومت بيگانه رو نداشتند ؛ به سوی کشور هندوستان مهاجرت کردند . آنان با تلاش و پشتکار خود ؛ سازندگی را گسترش دادند و هم اکنون به نام پارسيان از شهروندان ارزشمند و خوشنام هند به شمار می آيند .
زرتشتيانی که در زادگاه خود ايران باقی ماندند ؛ در نخستين حکومتهای پس از ساسانيان و تعصبهای موجود زتدگی سختی داشتند و پس از سالها رنج و دربدری به شهرهای کوير ايران ؛ يزد و کرمان پناه بردند و با کندن کاريزها آب را از دل زمين بيرون آوردند و پيشه سفارش شده پيامبرشان ؛ کشاورزی را در شهرهای کويری گسترش دادند . قرنها بعد پس از اينکه بيداد و تعصب کاهش يافت به شهرهای بزرگتر ايران نيز مهاجرت کردند . با ايجاد مراکز دينی ؛ آموزش و اجتماعی هم اکنون در کنار ديگر هم ميهنان ؛ به همزيستی مسالمت آميز که بدان باور دارند ادامه ميدهند و همواره برای ميهنشان ؛ ايران ارزوی پايندگی و سرافرازی ميکنند .

پـــــــــــــــــــــــــــــــا يـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ن

گزيده ای از پيام اشو زرتشت

ای مزدا ؛ تو را از راه اشويی نماز ميبرم و با هنر منش نيک به تو نزديک ميشوم (۲۸ بند ۱۰)
نيک ميدانم هيچ نيايشی نيست که از جان و دل برآيد و بی پاسخ بماند (۵۰ بند ۸)
خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی ديگران باشد (۴۳ بند ۱)
از کسانی باشيم که جهان را به سوی تازگی و ابادانی و مردم را به سوی راستی و پارسايی راهنمايی ميکنند ( ۳۰ بند ۹)
بهترين گفته ها را به گوش بشنويد ؛ با انديشه روشن بر آن بنگريد ؛ سپس هر زن و مرد آزادانه راه خود را برگزينيد ( ۳۰ بند ۲)


سخن نگارنده :
و اين مطالب در مورد دين زرتشت هم تمام شد . اميدوارم استفاده لازم رو برده باشيد . باز هم تکرار ميکنم که بنده قصد ترويج هيچ دينی رو ندارم . چون خود انسانها بايد دين خودشون رو با توجه به عقايد و ديدگاه های خودشون انتخاب کنند .
و اين رو هم بگم تمام مطالب موجود در وبلاگ من شامل قانون کپی رايت ميشه و کپی مطالب وبلاگ بدون کپی رايت مستوجب هولناکترين نفرينهاست .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   نگاهی به دين زرتشت (( قسمت پنجم ))   

عرفان زرتشت

شناخت خداوند ؛ پرورش و پويايی و ويژگی های اخلاقی و نزديک شدن به اهورامزدا ؛ مهمترين هدف سفارش شده اشو زرتشت در زندگی انسان است .
پيام آور ايرانی باور دارد که اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه ای که از خداوند سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ؛ گذری به هفتمين مرحله نيز خواهد داشت و به جايی خواهد رسيد که به جز خدا نخواهد ديد .
نخستين گام در راه نزديک شدن به اهورا ؛ وهومن يا منش نيک است . اين واژه در زبان فارسی به بهمن تبديل شده است . نيک انديشی يکی از فروزه های ذاتی خداوند است که انسان نيز بايد آن را در خود پرورش دهد .
گام دوم ؛ گزينش اشه وهيشته يا بهترين اشويی است که در زبان فارسی به ارديبهشت تبديل شده است . اشويی در ذات خداوند ؛ هنجار مطلق و توانايی نظم بخشيدن است . اين فروزه در انسان نيز کوششی برای هماهنگی در رفتار بر پايه اشويی ؛ يعنی پيوستن به راستی است .
خشتره وئيريه که در زبان فارسی به شهريور تبديل شده است توانايي مينوی و پادشاهی بر خود معنی ميدهد . فروزه توانايی در انسان ؛ گزيده ای از توانايی ذاتی خداوند به گونه محدود و متناهی است که بايد پرورش و افزايش يابد . توانايی گذشت و مهربانی ؛ توانايی کنترل رفتار ناهنجار با هماهنگی بين احساس و خرد ؛ توانايی پيروی از هنجار اشا ؛ توانايي دفاع از حق و مبارزه با دروغ ؛ توانايی رسيدن به آزادی و آزادمنشی و . . .
گام چهارم ؛ فروزه (( مهرورزی )) است که در گات ها به گونه سپنته آرمئی تی بيان شده و در فارسی به سپندارمز يا اسفند تبديل شده است .
در بينش اشو زرتشت رابطه بين انسان و خدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بيداد . پس بر انسان بايسته است تا فروزه (( مهرورزی )) را در خود افزايش دهد . خوايشتنداری ؛ گذشت ؛ فروتنی ؛ مهربانی ؛ بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای اين فروزه هستند .
فروزه بعدی در پيام اشو زرتشت به صورت هه اوروتات و در فارسی به گونه خورداد بيان شده است . در اين مرحله رسايی و کمال در انسان پديدار خواهد شد و او را به تدريج به انسان آرمانی نزديک خواهد کرد . در بينش اشو زرتشت رسايی با جاودانگی که ششمين مرحله است به هم پيوسته هستند . به اين معنی که اگر انسان به رسايی برسد خود به خود به (( بی مرگی )) نيز خواهد رسيد . امره تات که در فارسی به صورت امرداد آمده ؛ جاودانگی معنی ميدهد . بی گمان اين فروزه از ويژگی های ذاتی خداوند است ولی انسان نيز بر پايه نظامی که در آفرينش او پيش بينی و برقرار شده است ؛ به گونه ای ديگر و به طور نسبی جاودانه خواهد شد .
هفتمين گام در راه عرفان و شناخت اهورا ؛ سرئوشه است . اين واژه در فارسی به گونه (( سروش )) بيان شده ؛ نور حقيقت و ندای اهورايی است که چون مشعلی ؛ نهاد انسان و ديده دل عارف را روشن خواهد کرد . بنابراين در کنار کار و کوشش ؛ مراحل عرفان نيز در انسان سپری ميشود . فروزه هايی چون پاکی و راستی ؛ توانايی سازنده و مهرورزی پويا خواهد شد تا رسايی و پايندگی در نهاد او فزونی يابد .

سوی پرستش

پيروان آيين زرتشت که خود را مزديسنی يعنی پرستندگان مزدا ( خدا ) نيز ميگويند در نيايش های خود با تن و روانی پاک ؛ رو به سوی (( روشنايی )) ؛ خداوند را سپاس گفته و نيايش ميکنند . زرتشتيان به گاه نيايش ؛ زندگی سرشار از آسايش و بهرورزی را برای نيک انديشان روزگار آرزو ميکنند و آتش را در کنار سه عنصر ديگر آب و خاک و هوا گرامی ميدارند و از آتشکده ها به عنوان مهر و پاکی در محل زندگی خود ؛ پاسداری ميکنند . آنان از روشنايی آتش همانند نورهای ديگر به عنوان پرستش سو ( قبله ) به هنگام نيايش بهره ميگيرند .
ايرانيان از سالها پيش ؛ آتش را به عنوان نماد موجوديت خود يا به عبارتی پرچمی برای هويت ملی خود در نظر داشتند و به آن افتخار ميکردند . زيرا آتش از بين برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاريکی هاست . گرما و انرژی آتش ؛ چرخهای صنعت و پيشرفت را به چرخش می آورد . آتش درونی انسان است که انديشه او را به خرد بی پايان اهورايی پيوند ميزند . بنابراين زرتشتيان به پيروی از نياکان خود همچنان آتش را گرامی داشته ؛ از روشنايی آن به عنوان قبله به هنگام نيايش بهره ميگيرند .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   نگاهی به دين زرتشت ((قسمت چهارم))   


حقوق بشر

در آيين زرتشت ؛ انسانها از هر نژاد ؛ مليت و قوم ؛ با هر زبان و رنگ پوست ؛ دين و عقيده از حقوقی برابر برخوردارند . برتری طلبی دينی ؛ قومی و نژادی ؛ در اين آيين نيست . زرتشت تنها عامل برتری را پايبندی به قانون اشا و پيروی از انديشه ؛ گفتار و کردار نيک ميداند . از ديدگاه اشو زرتشت ؛ خداوند همه انسانها را آزاد آفريده و آنها را از نعمت آزادی و خرد برخوردار ساخته تا با بهره گيری از انديشه خويش ؛ ديدگاه و پيشنهادهای گوناگون را مورد ارزيابی قرار دهند و با اختيار کامل بهترين راه را در زندگانی برگزينند . چنانکه انسانها از آزادی انديشه و بيان برخوردارند ؛ از حق آزادی در انتخاب دين و آيين نيز بهره مند هستند . وقتی انسانها از حقوقی مساوی برخوردار باشند ؛ زن و مرد نيز در تمام مراحل مادی و مينوی زندگی حقوقی برابر دارند.


جبر و اختيار

فلسفه دين اشو زرتشت ؛ بدون هيچگونه کم و کاستی ؛ از اختيار يا آزادی گزينش جانبداری ميکند و از ((جبر)) سخن نميگويد . در اين نگرش نظريه (( گناه آغازين )) هم مانند نظريه (( جبر )) پذيرفته نيست . به اين ترتيب ؛ همه بدون گناه و پاک به اين دنيا قدم ميگذارند و هر کس با انتخاب راه خود ؛ زندگی و آينده خويش را رقم ميزند . انسان با هرگونه توانمندی جسمی ؛ روحی و خانوادگی پس از زاده شدن بايد تلاش کند تا زندگی را برای خود سامان بخشد ؛ با رنجها و کاستيها مبارزه کند و آنها را سرنوشت در زندگی به حساب نياورد.
کيش اشو زرتشت دين آزادگی ؛ آيين داد و اميد است . برای نمونه گات ها؛ انسان را به گزينش منش نيک ؛ رهبر دانا ؛ دوست خردمند و همسر اشو سفارش ميکند ولی وادار نميسازد . دين زرتشت به هر شخص به عنوان فرد ارج ميگزارد . آزادی و اختيار يکی از با ارزشترين داده اهورايی است و هيچ کس حق گرفتن آن را ندارد .


حفظ محيط زيست

در راستای قانون اشا ؛ انسان در برابر جهان هستی و آنچه در آن روی ميدهد مسئول است و بايد از تخريب منابع مادی و معنوی جهان هستی بپرهيزد . يکی از نمودهای انديشه نيک در اين آيين که بر آن بسيار سفارش شده حفظ محيط زيست است . بر همه پيروان آيين زرتشت ؛ پاسداشت زيستگاه خود يا به عبارتی گرامی داشت چهار (( آخشيج )) پاک کننده که عبارتند از : آب ؛ آتش ؛ خاک و هوا بايسته است ؛ الوده کردن و بهره گيری نادرست يا بيهوده از آنها جزو کارهای ناشايست در باور زرتشتيان به شمار می آيد .


پيام زرتشت

اشو زرتشت در رسانيدن پيام اشا به مردم ؛ نياز به هيچ معجزه ای نداشته است . او نه با معجزه بلکه با زبان خرد و منطق با مردم سخن گفته است . اشو زرتشت ؛ پيام اهورامزدا را به زيبايی و رسايی در سروده های خويش آورده است . گات ها ؛ که نخستين سرودهای شعرگونه جهان است از روش درست زيستن و رستگار شدن سخن ميگويد . گات ها ؛ انديشه پرور و خردگرا است و برای همه انسانها در هر زمان و مکان ساده ترين و بهترين الگوی رفتاری را به گونه منطقی و به دور از هر گونه پندارهای خرافی و نادرست بيان کرده است .
گات ها يعنی (( سرودهای پاک )) . اين معنی را مردمی که پيام اشوزرتشت را به کار بسته اند ؛ بر پايه ايمان و درک خود بر آن گذاشته اند . پيام گات ها در بيان اشو زرتشت ؛
مانتره است که (( کلام انديشه برانگيز )) معنی ميدهد .
از ديدگاه گات ها ؛ زندگی مادی انسانی بايستی با طبيعت سازگار و هماهنگ باشد و در بينش مينوی ؛ انسان بايد با ياری وهمون دريچه دل خود را به سوی راز هستی بگشايد تا روشنايی حقيقی را مشاهده کند .
سخن گات ها تنها برای دانايان است زيرا نادان و جاهل ؛ بر پايه احساسات تند و بی منطق خود حرکت ميکند و گوش شنوايی برای پيام اهورايی ندارد . هنگامی که دانا انديشه راستی را می آموزد ؛ بايد دانش و بينش خود را به ديگران به ويژه افراد ناآگاه برساند تا پنداربافی و خرافات از جامعه انسانی رخت برکند .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   نگاهی بر دين زرتشت (( قسمت سوم ))   



صلح و دوستی

در آيين زرتشت ؛ جنگ و دشمنی چه در جهت کشورگشايی و چه به نام گسترش دين ؛ نادرست است . او به جهانی سرشار از دوستی و مهربانی می انديشد .
همه انسانها بايد با پيوستن و پايبندی به اشا ؛ مهربانی و يگانگی را در بين خود گسترش دهند تا دوستی جهانی پديدار گردد . هر زرتشتی به هنگام نيايش روزانه ؛ باور و پيمان خود را در سرود مزده يسنو اهمی به مهر و آشتی در دين مزدايی زرتشتی استوار ميسازد . او آيينی را پيروی ميکند که مخالف جنگ و خونريزی و ستايشگر آشتی ؛ ازخودگذشتگی و پارسايی است .


شادمانی و خوشبختی

دين زرتشت ؛ آيين شادمانی است . از اين رو پيروان زرتشت شاد بودن و شاد زيستن را برگزيده اند و از افسردگی و سوگواری دوری ميکنند . در اين آيين جشن و سرور ؛ يکی از راه های نيايش و ستايش خداوند و نزديک شدن به اوست . به همين انگيزه زرتشتيان ؛ غير از جشنهای نوروز ؛ مهرگان و سده ؛ جشنهای ماهيانه هم دارند و آن روزهايی است که نام روز و ماه برابر ميشود .
پيامبر ايران ؛ پيروان خود را شادمان و خشنود ميخواهد زيرا در پرتو اين فروزه ها ؛ تن انسان نيرومند و روان او شاد ميگردد ؛ در نتيجه شوق به کار و کوشش در آن فزونی می يابد . در بينش اشو زرتشت خوشبختی و اسايش واقعی تنها با تلاش و از راه درستی به دست می آيد و هرگز انسانی که از راه ناشايست خود را خوشبخت ميپندارد به خرسندی واقعی دست نيافته است.


جشنها

زرتشتيان به مناسبتهای گوناگون تاريخی ؛ ملی ؛ طبيعی و دينی ؛ جشنهايی در يک سال خورشيدی برپا ميدارند . از گروه جشنهای ملی ؛ نوروز جلوه ويژه ای دارد ؛ زيرا شروع سال نو را گزارش ميدهد و هنگام شکفتن جوانه ها و بالندگی طبيعت نيز ميباشد .
در باور زرتشتيان ؛ نوروز که از ماه فروردين آغاز ميگردد ؛ از آن فروهر درگذشتگان است که از ۱۰ روز پيش از نوروز برای سرزدن بستگان خود به سوی آنها خواهند آمد . به همين انگيزه در پايان اسفند ماه هر سال خانه تکانی ميکنند ؛ خشم و کينه را از جان و روان خود مي زدايند تا فروهر درگذشتگان خوشنود گردند و در سال جديد ؛ برکت و بهروزی را به بازماندگان پيشکش کنند . سپس در نخستين روز سال نو به آتشکده ها يا نيايشگاهها ميروند تا روز و سال نو را با يکدلی و همبستگی در کنار نور و روشنايی ؛ اهورامزدا را نيايش کنند .

جشن مهرگان ؛ در روز مهر از ماه مهر برگزار ميشود . در بيان تاريخی پيروزی فريدون بر ضحاک تازی و ستمگر را به همراه دارد و از سوی ديگر آغاز زمستان را در گاه شماری باستانی ايران گزارش ميدهد .

جشن چله ؛ بزرگترين شب سال و آخرين روز ماه آذر است . شادمانی مردم در آن شب برای بلندتر شدن روزها ؛ افزايش روشنايی و زايش مهر ( نور خورشيد ) است .

جشن سده ؛ يادگار مهار شدن آتش به گزارش شاهنامه فردوسی است . در شامگاه روز دهم بهمن ؛ پشته های هيزم را فراهم کرده و آن را با مراسمی ويژه آتش ميزنند ؛ تاريکی شب را به روشنايی تبديل و کشف آتش در تاريخ نياکان خود را ارج ميگذارند .

در گاه شماری زرتشتی ؛ سال به ۱۲ ماه سی روزه و ۵ روز پايان سال تقسيم شده است . در اين گاه شماری هر روز نام ويژه ای دارد . هرگاه که نام روز با نام ماه برابر شود آن را جشن ميگيرند . از برجسته ترين آنها تيرگان جشنی است که از نظر تاريخی به فداکاری آرش کمانگير در گسترش مرز ايران نسبت دارد . در تيرگان زرتشتيان به يکديگر آب ميپاشند تا در باور سنتی خود ؛ خرمی و سرسبزی را با آمدن باران آرزو کرده باشند .

جشن اسفندگان ؛ روز سپندارمز از ماه اسفند است . سپنته آرمئی تی عشق پاک و مقدس است و بيشتر از زنان سرچشمه ميگيرد . اين روز به زنان و مادران اختصاص دارد . به احترام ويژگی های فداکاری ؛ فروتنی و مهربانی مادر ؛ جشن ويژه ای در روز مادر برپا ميگردد .

گاهنبارها ؛ جشنهای فصلی و مربوط به زندگی کشاورزی و دامپروری هستند که در فرهنگ ايران باستان شکل گرفته اند و شش مرحله در سال برگزار ميشود . زرتشتيان در هر مرحله گاهنبار ؛ پنج روز به داد و دهش ميپردازند و با گردهم آيی در اين جشنها ؛ داده های آفريدگار را سپاس ميگويند .

‌Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   نگاهی بر دين زرتشت ((قسمت دوم))   


دين

دين از واژه دئنه در اوستا آمده و به معنای ((وجدان آگاه)) يعنی ((نيروی تشخيص خوب از بد)) بر پايه خرد و با آزادی و اختيار است . در اين بينش ؛ انسانی ديندار است که می انديشد و با کمک منش نيک خود آزادانه راه اشا را برميگزيند و با همين نگرش و آزادی ؛ در دو جهان مادی و مينوی مسئول ميگردد و سرانجام بر اساس اصل کنش و واکنش ؛ نتيجه گزينش خود را دريافت ميکند .


بهشت و دوزخ

اهورامزدا برای همه خوشبختی و رستگاری آرزو دارد . از اينرو راه درست زيستن را به کسی که از خردش بهره ميگيرد نشان داده است . آنها که کژانديشی برگزينند بدگفتاری و زشت کرداری به وجود می آورند . بر خلاف قانون اشا گام بر ميدارند و بر اساس فرآيند کنش و واکنش نتيجه رفتار خود را دريافت خواهند کرد . از اين ديدگاه هرگز پروردگار جايگاهی به نام دوزخ برای شکنجه انسان پديد نياورده ؛ بلکه اين خود انسان است که از روی عملکردش بهش و دوزخ را پديد می آورد .
بهشت يا بهترين مکان هستی ؛ رسیدن به شادی و آرامش روان است که بازتاب انديشه و کردار نيک انسان است . دوزخ يا بدترين جای هستی ؛ يعنی عذاب وجدان و افسردگی روان ؛ پی آمد کژانديشی است که در دو جهان مادی و مينوی ( تن و روان ) به سوی انسان بازخواهد گشت .



تازگی و پويايی

در آيين زرتشت و در راستای قانون اشا نه تنها واپس گرايی روا نيست بلکه ايستايی و سکون نيز ناپسند است . فرشه واژه ای از پيام اشو زرتشت است که همگان را به سوی تازگی سفارش ميدهد .
انديشه و خرد ؛ تن و روان انسان و به طور کلی فرهنگ و اخلاق بشر ؛ بايد به سوی تازگی و پيشرفت حرکت کند ؛ اشو زرتشت در پيام خود از پيروانش ميخواهد که همواره جهان را نو و زندگی را تازه گردانند . به باور پيامبر باستانی ايران ؛ انسان بايد گامهايی هرچند کوچک در راه رسيدن به زندگی بهتر ؛ سازنده تر و کسب آسايش همراه با ارامش بردارد .


فروهر

در باور سنتی زرتشتيان ؛ وجود انسان از چهار گوهر تشکيل شده که به هم پيوسته اند و از تاثير آنها بر يکديگر ؛ پويندگی و بالندگی از هر فرد سرچشمه ميگيرد . اين چهار جزء عبارتند از : تن و جان که مربوط به جهان مادی است ؛ روان و فروهر که مربوط به بعد مينوی سرنوشت آدمی هستند . واژه فروهر ؛ از دو قسمت فر به معنی ((پيش)) و وهر يعنی ((کشنده و برنده)) درست شده است . اين گوهر ارزشمندترين پاره وجودی انسان است زيرا پرتوی از فروغ بيکران ذات اهورامزدا است که در ذات هر شخص سرچشمه پيدايش و پويايی فروزه های اشويی است . فروهر ؛ گوهری است که روان را از گرايش به کژی و کاستی و دروغ باز ميدارد تا روان به آرامی راه خداجويی را سپری کند و شايستگی فراگيری نور حقيقت و پيام سروش را داشته باشد .
در دوره هخامنشيان ؛ به عنوان آرم ملی ؛ نشانه ای برگرفته از انديشه های بنيادی دين اشو زرتشت و برخی از نمادهای انديشه ديگران به ويژه آيين مهر ؛ موجب شکل گرفتن نگاره فروهر گرديد .
هر يک از اندامهای نگاره فروهر ؛ گويای مفهومی در انديشه نياکان دارد .

* چهره سالخورده و نورانی فروهر ؛ ياد آور بهره گيری از تجربه پيران خردمند است .
* دست فروهر رو به سوی جلو است تا آرمان انسان هواره به سوی پيشرفت و بالندگی باشد .
* حلقه دست اين نگاره جلوگاه آيين مهر و نشان پيمان انسان با خداوند در پيوستن به اشويی است .
* بال فروهر سه قسمت دارد تا فراگيری هومت ؛ هوخت و هورشت يعنی : انديشه ؛ گفتار و کردار نيک را به انسان سفارش کند .
* حلقه دور کمر فروهر ؛ نشان وارستگی انسان از اميال ناهنجار و نيروی پرواز او به سرچشمه خورشيد است .
* دو رشته آويخته در پايين ؛ نشان پيوستن به سپنته مينو (منش پاک) و پشت سر گذاشتن انگره مينو (انديشه پليد) است .
* قسمت زير بال فروهر نيز سه قسمتی است تا نفرت انسان و زير پا گذاشتن دژمت ؛ دژوخت و دژو رشت را يادآوری کند یعنی هر فرد بايستی انديشه ؛ گفتار و کردار ناپاک را از خود دور سازد .


کار و کوشش

يکی از موثرترين عوامل آبادانی و پيشرفت که خوشبختی بشر را به دنبال خواهد داشت کار و کوشش است . اشو زرتشت از همه خواستار است که در راستای پيروی از قانون اشا و به ياری منش نيک در حد توان خود برای پيشرفت و آسايش جامعه انسانی تلاش کنند . هنرآفرينی و تلاش در انجام کار نيک ؛ يکی از راه های نيايش پروردگار است به همين روی ؛ درويشی ؛ رياضت کشيدن ؛ تنبلی و گدايی از کارهای ناشايست است .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

   نگاهی بر دين زرتشت (( قسمت اول ))   

سلام !
ايندفعه ميخوام درباره دين زرتشت اطلاعاتی رو توی وبلاگ بزارم . اين نکته رو هم بايد اشاره کنم که شايد ضديتی با دين مسيحيت داشته باشم اما ساير دينها رو نه ترويج ميکنم و نه ضديتی باهاشون دارم و فقط اطلاعاتی رو دباره اونها مينويسم ...


دين زرتشت

اشو زرتشت - پيام آور آيين راستی و خرد - ۱۷۶۸ سال پيش از ميلاد ؛ به روز ششم فروردين در سرزمين ايران زاده شده است . کتاب اوستا ؛ زادگاه پيامبر را رگه محلی در کنار رودخانه درجی و در نزديکی درياچه چيچست گزارش کرده است .

پدر اشو زرتشت پوروشسب ؛ مادرش دغدو و همسر وی هووی نام داشته است . فرزندان اشو زرتشت سه پسر به نامهای ايسدواستر ؛ اروتدنر و خورشيدچهر و سه دختر به نامهای تريتی ؛ فرين و پورچيستا بوده اند .
اشو زرتشت ؛ در نوجوانی باورهای خرافی مردم و پرستش خداهای پنداری را نادرست تشخيص داد . آنگاه در ۲۰ سالگی تنهايی را برگزيد و به طبيعت روی کرد و پروردگار خود را با ديده دل شناخت . وی در ۳۰ سالگی از سوی خداوند به پيامبری برگزيده شد و برای نخستين بار آيين يکتاپرستی را به جهانيان سفارش کرد .
در انديشه و پيام اشو زرتشت ؛ خداوند هستی بخش ؛ اهورامزدا نام دارد . اهورا يعنی ((هستی بخش)) ؛ مز يعنی ((بزرگ)) و دا از ((دانش و دانايی)) آمده است . از اين ديدگاه خداوند دانای بزرگ است ؛ انسان را بنده و برده خويش نميداند بلکه با خردی که به انسان بخشيده ؛ جايگاه ارزشمند دانايی و انسانی را به او پيشنهاد کرده است . از ديدگاه زرتشت ؛ خداوند ؛ کينه توز و انتقامجو و خشمناک و مجازاتگر نيست بلکه سراسر نيکی و داد است .


قانون اشا

نگرش آيين زتشت به جهان هستی ؛ پيروی و پيوستن به قانون اشا است . از ديدگاه او خداوند جان و خرد ؛‌ جهان را بر پايه هنجاری آفريده که بر تمام هستی حکمفرماست . او اين هنجار و نظم حساب شده را اشا مينامد . استواری قانون اشا بر جهان هستی ؛ بازتاب اراده و خواست پروردگار بزرگ است . انسان بايد خود را با هنجار هستی ؛ همگام و همراه سازد . راستی و درستی ؛ مهر و فروتنی و فروزه های نيک انسانی را در خود پرورش دهد . قانون اشا ؛ نيروی هماهنگ کننده جهان هستی است و هيچ پديده ای از اتم تا کهکشان وجود ندارد که بر پايه اين هنجار هماهنگ ؛ استوار نباشد .


دو گوهر همزاد

اشو زرتشت ؛ در فلسفه پيام خود به دو گوهر همزاد ولی متضاد اشاره دارد که در نظم هستی نقش دارند . اثر اين دو گوهر نيرويی است که در کوچگترين ذره ها به صورت مثبت و منفی در پروتون و الکترون وجود دارد و در همه جای هستی حتی کهکشان ؛ به گونه کشش و رانش و يا دو نيروی ناهمگون اثر ميگذارد . اينها هيچکدام در نظم اشا ؛ بد آفريده نشده اند ؛ بلکه لازم و ملزوم يکديگرند . از اين رو اهورامزدا خالق بدی ها و زشتی ها نيست . آنچه آفريده شده بر مبنای خرد اهورايی ؛ همه نيک و خوب هستند . اين دو گوهر همزاد و متضاد به هنگام گزينش و انتخاب ؛ پيوسته در اندیشه انسان بروز ميکند .
انسان دانا که از خرد و دانش بهره مند است ؛ سپنته مينو يعنی منش سازنده در انديشه او پديدار و پويا ميگردد و شخص نادان که تنها از احساس و تعصب پيروی ميکند ؛ در ذهن او ؛ انگره مينو يعنی منش ويران کننده و آسيب رسان که در زبان فارسی اهريمن بيان شده است به وجود می آيد . بنابراين آفريننده اهريمن يا انديشه ويرانگر ؛ خداوند نيست بلکه انسان نادان است که کژ انديشی را به گفتار دروغ و کردار ناشايست تبديل ميکند .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

لینک
چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       



و هنگامی که شب فرا ميرسد . انسانها گمان ميکنند که در فراسوی تاريکی شب روزی روشن نهفته است ...
اما آنها نميدانند که بعد از روشنايی کاذب ؛ اکنون نوبت قدرتنمايی شب است !
و اکنون انسانها در انتظار نوری هستن که آنها را هدايت کند ؛ اما نميدانند همه نورهای نامقدسند به بی خدايی !!!
و هنگامی که انسانها خود را از پشت سايه نامقدس نورها نمايان ميسازند آنگاه تاريکی مبارزه ای خونين را با کفرگويان شروع خواهد کرد و آنها را به صليب خواهد کشاند .
و اينک من و تو در اين تاريکی و ظلمت شب منتظريم برای روزی که قيام آغاز شود !
و تاريکی قدرت خود را بر ضد پادشاهی نامقدس نور نمايان کند .....
ديداری در قيامت !
Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       

سلام !

خبری در مورد گروه Deicide بدم و اونم اينکه هفته پيش اين گروه با گروه Behemoth يک تور داشتند که اين تور با استقبال علاقه مندان مواجه شده بود . من از Fan های اين گروه که پرسيدم از تور راضی بودند و استقبال از تور رو هم خوب توصيف کرده بودند . يکی از Fan های گروه Deicide هم ميگفت که تور واقعا؛ عالی بود اما مشکل اينجا بود که به علل نامشخص اجازه فيلمبرداری از تور و اجرای گروهها رو به حاضرين نميدادند
Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       


سلام !
دوباره ميخوام درباره مسيحيت و اغفال مردم توسط کشيشها و حکمرانان با توجه به دين مسيحيت براتون بنويسم .

اين يک نقل واقعی هست که براتون مينويسم :
در قرون پيش در فرانسه کشيشها و روحانيون مسيحی از مردم در قبال پول و غذا بهشون بهشت رو ميدادند . به عبارتی آنها با فريبکاری و عنوان فروش بهشت به مردم اموال آنها رو غارت ميکردند .
روزی يکی از کسانی که شايد بشه گفت با همين نهضت پروتستانيزم مسيحی هم رابطه داشته باشه وقتی فلاکت مردم و اينگونه فريبکاری کليسا و حاکم رو مشاهده کرد روی ديوار اصلی شهر نوشت که حاکم فرانسه تمام جهنم رو خريداری کرده و ديگر کسی رو به اونجا راه نميده و اين تصور رو در مردم به وجود آورد که ديگه نگرانی بابت رفتن به بهشت ندارن . اين موضوع باعث شد تا مردم آن زمان فرانسه از اين فريبکاری کليسا با اطلاع شوند .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-
لینک
پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS

       


سلام !
امروز ميخوام در مورد پروتستانيزم مسيحی براتون بنويسم !
که کلا پروتستانيزم مسيحي چي هست و چي کار کرده .


پروتستانيزم مسيحی

عبارت بود از يك نهضت فكري ديني كه در قرن ١٥ و ١٦ در اروپا اتفاق افتاد. متفكراني كه اتفاقا" بسياري از آنها حتي خود كالوند و لوتر كه روحاني و كشيش بودند اما كشيشاني بودند كه به كليسا به نهاد روحانيت سنتي مسيحي اعتراض داشتند. نسبت به دگمها و جزمها و چهارچوبهاي متعددي كه پاپ و روحانيت كليسا حاكم كرده بود بر مردم مسيحي ، دست به اعتراض زدند. پاپها از قرن چهارم به بعد با استناد به روايات و متون و با استناد به شوراهاي كليسايي و استناد به قديسه الهي كنستانتين و سنتها و روايتهاي ديني از اين قبيل خود را تبديل كرده بودند به نماينده مسيحيت و كليسا را تبديل كرده بودند به تنها راه رستگاري. ميگفتند خارج از كليسايي كه پاپ در راس آن هست رستگاري نيست. هركس خارج اين كليسا باشد به بهشت نمي‌رود به جهنم مي‌رود. در اين كليسا پاپ به عنوان جانشين مسيح و اسقفها و كاردينالها آن چنان نيابتي از سوي خدا و مسيح براي خودشان ايجاد كرده بودند كه حتي بهشت و دوزخ را تقسيم ميكردند و سنت اعترافگيري و بهشت فروشي يك سنت بسيار محكم و جا افتادهاي شده بود. مومنان اگر ميخواستند مورد عفو الهي قرار بگيرند بايد ميرفتند پيش روحاني در محضر او اقرار به گناهانشان ميكردند و بعد صدقهاي ميدادند نذري ميكردند پولي ميدادند براي اين كه آنها دعا كنند و از خدا بخواهند كه گناهان اين مومن بخشيده شود. كتاب مقدس يعني انجيل و تورات مستقيما" توسط هيچ مومن مسيحي قابل فهم شمرده نميشد. يعني حتما" مسيحيان براي فهم كتاب مقدس خودشان نيازمند روحاني بودند. روحانيان هم واسطه بين خلق با خدا بودند و هم واسطه بين مسيحيان با مسيح بودند. نه با خدا بدون روحاني ميشد ارتباط برقرار كرد نه با مسيح بدون روحاني ميشد ارتباط برقرار كرد نه با كتاب مقدس هيچ كدام. گويي كه هيچ کس به اين كتاب نبايد دست بزند و او را لمس كند جز پاكان! گويا كه اين پايان فقط روحانيان هستند و بس ،

مردم به دو گروه تقسيم ميشدند. روحاني و جسماني. روحاني مطهر و پاك است و جسماني نجس است و ناپاك و اين ناپاكها و نجسها اگر ميخواهند پاك باشند بايد دست روحاني را ببوسند و لمس كنند. اين نظام واسط‌گي يكي از سنتهاي بسيار جا افتاده در كليسا بود از طرف ديگر اين روحانيت به عنوان اين كه پيرو مسيح است ازدواج در ميان روحانيان را ممنوع كرده بود رسما" روحانيان حق ازدواج نداشتند نه راهب ، نه راهبه هيچ كدام بايد تارك دنيا ميشدند. اما در عين حال همين روحانياني كه قانون كليسا آنها را مجبور ميكرد كه تا آخر عمر ازدواج نكنند و مجرد باقي بمانند در پشت پرده آن چنان به فسادهاي جنسي آلوده شده بودند كه گاه كليسا آمارش به خصوص در فسادهايي مثل همجنس‌بازي از جامعه بالا ميزد. به علاوه نگاه دين سنتي به كار، به طبيعت نگاه تحقيرآميزي بود، نگاه مسيحيت سنتي ، نگاهي طبيعت گريز، ضد دنيا ضد كار و مخالف با طبيعت انساني بود. هم چنان كه عقل و علم را هم تحقير ميكرد و آن را در تضاد با كتاب مقدس ميديد. ميگفت پاپ برتر از عقل و علم هست اگر پاپ چيزي گفت و لو اين كه با عقل شما متناقض باشد شما بايد او را به عنوان حجت و به عنوان جانشين پيامبر و مسيح و به عنوان رئيس نهايي سلسله مراتب روحانيت كليسايي قبول بكنيد.

نهضت پروتستانتيزم ميگفت ما مسيحيت را بايد از دست روحانيت سنتي كليسايي آزاد كنيم و دين را بايد از دست پاپ نجات داد. تز خود كشيشي تز كالون كه ميگفت ما براي ارتباط با خدا احتياج به واسطه نداريم. براي فهم كتاب مقدس احتياج به واسطه نداريم. كتاب مقدس ، خدا، پيامبر، همه ما را مستقيما" مورد خطاب قرار داده‌اند، مگر وقتي مسيح با مردم اورشليم سخن ميگفت واسطه داشت كه كلمات او را بگيرند و براي مردم شرح و بسط بكنند. نه! بي‌واسطه مسيح ميگفت و مومنان و مخاطبان ميشنيدند و مي‌فهميدند. تازه ميگفت همه انسانها، همه مسيحيان ، همه مومنان مستقيما" مخاطب مسيح و كتاب مقدس هستند و هيچ احتياجي نيست كه براي فهم كتاب مقدس برويم به سراغ يك طبقهاي به نام روحاني و اسقف. هركس خودش كشيش خودش است. اعتراف آن ديدگاه دنياگريز و اين كه برخلاف تصويري كه از مسيح ساخته شده مسيح نسبت به دنيا بي‌توجه نبود و به كار و تلاش و فعاليت انسان. كار در طبيعت عبادت است به همين دليل هم بعد انقلاب صنعتي طبقه بورژوازي ، كساني كه تحولات تازه را در زمينه طبيعت شناسي تكنيك ايجاد كردند عمدتا" پروتستان بودند. يعني بر خلاف كاتوليكهاي سنتي كه معتقد بودند نان و طبيعت و زمين اين قبيل امور پست مادي بي‌ارزش است و با روح دينداري و تقوي و خداپرستي بيگانه است اينها معتقد بودند كه اتفاقا" كار در كالبد سرمايه ، توليد اين دقيقا" همان چيزي است كه خداوند از ما خواسته است و به عنوان عبادت اين كار را انجام ميدادند. اين پروتستانتيزم البته مسبوق به يك نگاه ديگري هم بود. چون قبل از شروع پروتستانتيزم در اروپا يك نهضت ديگري شروع شده بود كه همان نهضت اومانيزم بود. نهضت اومانيزم نهضتي بود كه ميگفت انسان ارزش دارد، در خارج از كليسا، كليسا خود را مطرح ميكرد براي اين كه با نام خدا انسان را قرباني بكند، به نام خدا و نايب خدا و مسيح كه پاپ و روحانيت مسيح بود انسان را قرباني ميكردند .

دوره كليسايي هم همين طور بود. انسان قرباني ميشد انسان تحقير ميشد ميگفتند انسان هيچ ارزشي ندارد. انسان اصلا" ناپاك است ، گناهكار ذاتي است. هر انسان ذاتا" گناهكار به دنيا ميآيد و تنها زماني ميتواند پرهيزكار باشد و پاك شود و بهشت رود كه دست پاپ و جانشين مسيح را لمس بكند و بر سر او كشيده بشود و واسطه او بشود با خداوند، اومانيستها به اين اعتراض داشتند ميگفتند انسان اكمل است. در نهضت پروتستانتيزم هم اين نگاه انساني البته وجود داشت. منتها نه با آن قدت و شدتي كه اومانيستها مطرح كرده بودند.

در دوران مسيحيت قبل از رنسانس بدينگونه بوده و نهضت پروتستانيزم مسيحي به مخالفت با کليسا و قوانينی که کليسا و اعضای آن برای حکمرانی بر مردم انتخاب کرده بودند برخاست . در دوران قبل هر چه که کليسا ميگفت بايد اجرا ميشد و دستور مسيح و خدا همان دستور کليسا و پاپ بود و بدينگونه کليسا اموال و اعتقادات مردم رو غارت ميکرد .

در آن دوره همانطور که گفته شد قدرت اصلی مملکت در دست کليسا بود و نهضت پروتستانيزم مسيحی ميگفت که بايد با آنها مبارزه کنيم .

Bye & Die

-= Shadows Move In The Dark =-

لینک
پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢ - DEICIDE PropheT Of DarkneSS